ریخته سرخ غروب
جابجا بر سرسنگ
کوه خاموش است
می خروشد رود
مانده در دامن دشت
خرمنی رنگ کبود .
سایه امیخته با سایه
سنگ با سنگ گرفته پیوند
روز فرسوده به ره میگذارد
جلوه گر امده در چشمانش
نقش اندوه پی یک لبخند
جغد بر کنگره ها می خواند
لاشخور ها، سنگین،
از هوا ،تک تک،ایند فرود:
لاشه ای مانده به دشت
کنده منقار زجا چشمانش،
زیر پیشانی او
مانده دو گود کبود
تیرگی می اید
دشت میگیرد ارام
قصه ی رنگی روز
می رود روبه تمام
شاخه ها پژمرده است
سنگ ها افسرده است
رود می نالد .
جغد می خواند
غم بیامیخته با رنگ غروب
می تراود ز لبم قصه ی سرد:
دلم افسرده در این تنگ غروب
(سهراب سپهری مرگ رنگ هشت کتاب )
روز نامزدی یکی از روزهای خیلی قشنگ زندگی هر دختر و پسراست. خیلی کارهای قشنگی میشه تو این روز انجام داد.برای اینکه این روز یکی از خاطره انگیز ترین روزهای ماندگار زندگی تون باشه.
تو این مقاله چند تا پیشنهاد بهتون میدم. حتما انجام بدین تا روز نامزدیتون همیشه خاطره ای قشنگ براتون باشه و از همینجا برای همتون آرزوی خوشبختی میکنم.
یه سری به اولین جایی که عاشق هم دیگه شدین بزنید.
ممکنه چند سالی باشه که اونجا رو ندیده باشین و براتون خیلی عاشقانه خواهد بود
یک آلبوم عکس جدید برای زندگیتون باز کنید.
از امروز زندگی جدیدی را به تصویر خواهید کشید
پیمان هایی که بستید رو تجدید کنید.
ممکنه بعضی از پیمان هاتون رو فراموش کرده باشین یا براتون کهنه شده باشن. یادآوریشون میتونه به خودتونم کمک کنه.
یک هفته برای خودتان باشین.
این یک هفته میتونید برین مسافرت، پارک ، گردش، اما از چیزایی مثل وبلاگ نویسی و رفیق بازی حتما پرهیز کنید.
یه چیزی با هم درست کنید
این چیز ممکنه یه قطعه شعر، یه غذای جدید،یه نقاشی شمع یا هر چیز دیگه ای باشه ، کار کردن کنار کسی که دوستش دارین خیلی جذابه . امتحان کنید.
نامه کوتاه به همسرتان بنویسید
نامه هایی با عنوان هایی مانند ” برای وقتی که تنهایی” و ” برای وقتی که ناراحتی” و مانند آن . بعد همشو تو یه پاکت بذارین تو این روز بهش بدین. این نامه ها بخصوص برای خانم ها خیلی ارزشمنده و مطمئن باشین تا آخرین روز زندگی نگهش میداره.
یک گردنبند جواهر زیبا هدیه دهید
این گردنبند باید خیلی ویژه باشه. ویژه بودن همیشه به معنی گرون بودن نیست. کمی سلیقه داشته باشین کافیه تا یک هدیه زیبا بخرید ( میتونه این گردنبند حتی بدل باشه )
یک عکس زیبای خودتون رو قاب کنید وهدیه بدین
این هدیه فرصتی است تا یکی از زیباترین خاطراتتون رو برای همیشه ماندگار کنید.
میدونی سخت ترین لحظه زندگی آدم چیه ؟ وقتی بفهمی واسه کسی که تمام زندگیت بوده فقط یه تجربه ای
خیلی سخته عشقتو با یکی دیگه ببینی، اون لحظه آرزو میکنی کاش نمیومدی بیرون، کاش نمیدیدیش، ولی چه فایده بازم تو عاشقشی و از عشقت هیچی کم نشده، دوباره میری پیش عشقت، اون خیلی ساده بهت ابراز عشق می کنه اینگار که اون همیشه عاشقته ولی تو دلت میگی، تو همون بودی که با یکی دیگه رفتی، برات سوال پیش میاد ولی نمیتونی کاری بکنی حتی بخاطر اینکه اون ناراحت نشه بهشم نمیگی که اونو با قریبه دیدی میریزی تو خودت، هزار بار میشکنی ،ولی فایده ای نداره به خودت دلداری میدی که اون یه اشتباه بوده و فکر میکنی که اتفاق نیوفتاده ولی یه روز دیگه دوباره میبینیش بازم با همون قریبه، بازم میشکنی می خوای بری جلو ولی نمیتونی، آرزوی نبودن میکنی ولی فایده ای نداره، باید باور کنی که عشقت با یکی دیگه هست.

هنوزم تو عاشقشی ولی میترسی اون با قریبه بره، نمیتونی بهش چیزی بگی چون دوست نداری ناراحتش کنی دوست نداری ببینی داره گریه میکنه بازم میریزی تو خودت بازم عشقتو میبینی و باز هم خودتو گول میزنی که اتفاقی نیوفتاده ولی دلت شکسته و هیشکی خبر نداره جز خدا....

آروم و قرار نداری همش این تو فکرت که نکنه الان عشقت با اونه، اشک از چشمات جاری میشه، ولی فایده ای نداره کاری از دستت بر نمیاد بهش زنگ میزنی میبینی که پشت خطیش هستی و اون به شمارت جواب نمیده تو دلت میوفته داره با اون صحبت میکنه خودتو گول میزنی میگی نه حتما یه کار مهمی داره، داره انجامش میده

توی تمام این لحظه ها بخاطر عشقت از خودت میگذری و نمیبینی که چه به روز خودت آوردی ،میشی کسی که یه لحظه آروم و قرار نداره همش ذهنش مشغوله که الان داره چیکار میکنه ولی اون یادش از تو نمیاد

یه روزی بر میگرده پیشت که اون دلشو شکسته، میادو همه چیو بهت میگه و تو اون لحظه اشک از چشمات جاری میشه دیگه نمیتونی صحبت کنی هیچ کاری ازت بر نمیاد… ولی بخاطر عشقت دوباره اونو با تمامی وجود میپذیری ..
