تبليغاتX
ღ♥*•.ღ عشق ღ.•*♥ღ
نيمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال/ پرسه اي آغاز كرديم در خيال دل به يادآورد ايام وصال/ ازجدايي يك دو سالي مي گذشت يك دو سال ازعمر رفت و برنگشت/ دل به يادآورد اول بار را خاطرات اولين ديدار را/ آن نظربازي و آن اسراررا آن دوچشم مست آهووار را/ همچو رازي مبهم وسربسته بود چون من ازتكرار اوهم خسته بود/ آمد و هم آشيان شد با من او هم نشين و هم زبان شد با من او/ خسته جان بودم كه جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او/ دامنش شد خوابگاه خستگي اين چنين آغاز شد دلبستگي/ واي ازآن شب زنده داري تاسحر واي ازآن عمري كه بااوشدبه سر/ مست او بودم زدنيا بي خبر دم به دم اين عشق ميشد بيشتر/ آمدو درخلوتم دمساز شد گفتگوها بين ماآغاز شد/ گفتمش در عشق پا بر جاست دل گرگشايي چشم دل زيباست دل/ گرتو زورق بان شوي درياست دل بي تو شام بي فرداست دل/ دل زعشق روي تو حيران شده درپي عشق توسرگردان شده/ گفت درعشقت وفا دارم بدان من تو را بس دوست مي دارم بدان/ شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تويي مخمور خمارم بدان/ با تو شادي مي شودغمهاي من باتوزيبا مي شود فرداي من/ گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوي رخت افسون شده/ جز تو ه يادي به دل مدفون شده عالم از زيبايي ات مجنون شده/ برلبم بگذاشت لب يعني خموش طعم بوسه از سرم برد عقل وهوش/ درسرم جزعشق اوسودا نبود بهركس جزاودر اين دل جانبود/ ديده جز بر روي او بينا نبود همچو عشق من هيچ گل زيبا نبود/ خوبي اوشهره آفاق بود در نجابت در نكويي ناب بود/ روزگار اما وفا باما نداشت طاقت خوشبختي مارا نداشت/ پيش پاي عشق ماسنگي گذاشت بي گمان از مرگ ما پروا نداشت/ آخر اين قصه هجران بود وبس حسرت ورنج فراوان بود وبس/ يار مارا از جدايي غم نبود درغمش مجنون عاشق كم نبود/ بر سر پيمان خود محكم نبود سهم من ازعشق جز ماتم نبود/ بامن ديوانه پيمان ساده بست ساده هم آن عهد وپيمان را شكست/ بي خبرپيمان ياري راگسست اين خبر ناگاه پشتم را شكست/ آن كبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار ديگر عهد بست/ باكه گويم اوكه هم خون من است خصم جان وتشنه خون من است/ بخت بد بين وصل اوقسمت نشد اين گدا مشمول آن رحمت نشدآن طلاحاصل به اين قيمت نشد/ عاشقان راخوش دلي تقديرنيست باچنين تقدير بد تدبير نيست/ از غمش بادود و دم همدم شدم باده نوش غصه اومن شدم/ مست ومخمور وخراب ازغم شدم ذره ذره آب گشتم كم شدم/ آخر آتش زد دل ديوانه را سوخت بي پروا پر روانه را/ عشق من از من گذشتي خوش گذر بعد از اين حتي تو اسمم را نبر/ خاطراتم را تو بيرون كن ز سر ديشب از كف رفت فردا را نگر/ آخر اين يكبار از من بشنو پند برمن وبر روزگارم دل مبند/ عاشقي را دير فهميدي چه سود عشق ديرين گسسته تاروپود/ گرچه آب رفته بازآيد به رود ماهي بيچاره اما مرده بود/ بعد از اين هم آشيانت هركس است باش بااو يادتو مارا بس است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط ناهید  | 

پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . اُرد بزرگ


حيله و خيانت اغلب از اشخاص ناتوان سر مي زند. لارش فوكو


تعليم به نادان همان قدر بي ثمر است كه بخواهيم با صابون ذغال را سفيد كنيم. كيتز


مسأله اصلی در دعا این نیست که برای خواسته‌هایمان از خدا جواب بگیریم بلکه هدف دعا این است که به‌شکل کامل با خدا یکی شویم‌. اسوالد چمبرز


چه شکاف عظیمی بین شناختن خدا و محبت نسبت به او وجود دارد. پاسکال‌


از گناه نفرت داشته باش نه از گناهکار . گاندي


هيچ گلي عطر ،رنگ وزيبايي مادر را ندارد.  همينگوي


بر بالاي در علم نوشته شده است که بايد ايمان داشته باشي. ماکس پلانک


قانون حذف گزینه ها می گوید : انجام یک کار مستلزم صرف نظر از انجام کارهای دیگری است . برایان تریسی


برای فعالیت های خود اولویت و ممنوعیت تعیین کنید . چه فعالیت هایی را باید رها کنید تا بتوانید برای کارهایی که حقیقتا مهم هستند جای بیشتری باز کنید ؟ . برایان تریسی
      

قانون حد توانایی می گوید : همیشه برای انجام ضروری ترین کارها وقت کافی و جود دارد  . برایان تریسی


انسان براي بر خورداري از شادي بايد خودش را باور کند. توماس پاين

با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است . ارد بزرگ


نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد . ارد بزرگ


آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . ارد بزرگ


در نظر مردم سخن سنج ، قدر سخن بیش از گنج است . بزرگمهر

جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ


ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است . وباهاروف


سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا . جیمز بادید


دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید . چارلی چاپلین


شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران


برخلاف ‹‹انديشه هاي مدرن›› درباره ي زن و مرد، آموزش واقعي در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت . فردریش نیچه


از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد . واتلی


آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند . ویلیام آلن وایت

 به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . اُرد بزرگ


كسانيكه حقيقت را درك كرده اند با افرادي كه حقيقت را دوست دارند برابر نيستند . شاتوبريان


رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد . اُرد بزرگ


وقت ماده خام زندگی است . شما چطور آن را عمل می آورید؟ . برایان تریسی
      

مردها به سه دسته تقسيم مي‌شوند: خوش قيافه‌ها ، باهوش‌ها و اكثريت. اف. جي. بنسون


به من بگو قبل از آمدن به اين دنيا كجا بودي ، تا بگويم بعد از مرگ كجا ميروي  . شوپنهاور


ابرانسان است كه مي آفريند . فردریش نیچه  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط ابوالفضل  |